🌈اینجا وب دبی جذابتونه 🌈

پروزه مخفی کمپانی SM !!!

امروز میخوایم یه چیز خیلی مهم رو بررسی کنیم که احتمالا نمی دونین !😎

خب همونطور که میدونین دبویز یه گروهیه که خیلی این روزا معروف شده 😎

و یه شایعاتی هست که میخوایم برسیش کنیم 

خب شایعه اینه که دبویز زیر نظر کمپانی SM کار میکنه و در واقع پروژه مخفی SMعه!!!!

خواهشتون میکنم همشو بادقت بخونید چون خیلییییییی زیاد بابتش زحمت کشیده شده :)

توجه!!!! : هنوز هیچ چیزی تایید نشده و فقط ما میخوایم چیزایی که

فن های اینترنشنال گفتن رو بررسی کنیم !

اوما مینااTTTTTT

دلم برای اوما مینام خیلی تنگ شده خیلی خیلیTTTTTTTTTTT

*کندن تارای عنکبوت و گردگیری کردن و دستمال کشیدن

اومای گشنگم کجاییTTTTTTTTTTTTT

come back home-2NE1

 

+راستی یه کار کوشولو میکنین؟

به یاد اومام برین وب دبویزTT

اینجا هم کنارش فالو میکنینTT؟

 

 

سلام عزیزان*-*

*جارو کردن خاک وب

میص اوما مینام:")

میدونم همتون دلتون برای اومای مهربونم تنگ شده"^"

 

حالا بچه های خوبی باشین زحمت بکشین

اینجارو فالو کنید دوستان:")

محصز

محص نباشین فالو کنین

زویونا ننه !

میدونین امروز تولد زویونههههه ؟؟؟؟؟؟ ( زویون = جویون)
خب اهم اهم ...یک دو سه ! صدا میاد ؟ اون عقبیا میشنونننننننننن ؟!
زویون ننه ! جونم برات بگه که مرسی دنیا اومدی عزیزم ! بمولا راضی نبودیم این همه راه از بهشت بیای تو این دنیا اونم فقط بخاطر ما دبی ها .!
پسر قشنگم تو ساده ترین ادمی هستی که تو عمرم دیدم 😂😭انقدر که زود باور میکنی همه چیزو یا انقدر که اسکولی وای ننه من فدات شم خبببب :"♡ یعنی چی این حجم از ساده بودن ؟ این حجم از پاک بودن؟ پس اون ددی روی استیج کدوم خری عه هانننن ؟؟؟ تو که نیستییییی ... تو ی پیشی خر و خجالتی 😭😭😭
زویون مادر ... میدونم یچیزایی رو تو دلت نگه میداری و از گفتنشون میترسی :" من از راز دلت باخبرم :") فقط امیدوارم روزی برسه که اذیت نشی سر این قضیه!و البته هرچیزی هم که بشه من همیشع مراقبتم و هواتو دارم :")))♡
در ضمن اریک رو ایگنور نکن گوناه داره بچم .!

بوس روی سیکس پکات *عرررر*

تولدتم مبارک زویونااااااا :>♡♡♡

مدیر همیشه عصبانی :") 🖤

اول مهر ماه ۱۳۹۷ بود . وارد مدرسه شدم ، دیر رسیده بودم و صف صبگاه شروع شده بود . مدیر همه کلاس هفتمی هارو جمع کرد تو نمازخونه . 

اولش هممون رو حسابی دعوا کرد و تذکر داد . اون روز خیلی از دستش عصبی بودم . از مدیرمون میترسیدم ... همیشه دعوا میکرد ولی زن خوب و مهربونی بود ، اگه میدید دانش اموز خوبی هستی کاری بهت نداش  . 

یبار توی مدرسه تولد گرفته بودیم و گوشیش رو بهمون داد تا عکس بگیریم ولی من همچنان ازش میترسیدم . سال هشتم و نهم رو بخاطر انلاین بودن مدراس کمتر دیدمش ولی من شب ها خوابش رو میدیدم . اینکه داره دعوام میکنه و من میزنم زیر گریه ! 

امسال وقتی وارد مدرسه جدید شدم دلم برای مدرسه قبلیم تنگ شد برای مدیر همیشه عصبی  ... 

و چقدر زمان زود میگذره ! 

امروز وقتی وارد مدرسه شدم بهم خبر دادن که فوت شده ! 

باور نکردم ! رفتم داخل کلاس و دیدم چندتا از بچه های کلاس که پارسال توی یه مدرسه بودیم دارن گریه میکنن ... 

نفهمیدم کلاس چطور گذشت ولی من فقط اشک ریختم ...

نمیدونم الان اون دنیا داره نگام میکنه یا نه 

ولی تازه میفهمم چقدر دوستش داشتم :")🖤

 

Happy ERIC day :>♡♡♡

خب ... تولد پسر کوچولوی منه؟ 

واقعا ؟ نه نمیتونم باور کنم که 21 ساله شدی :")))
 جزو اولین کراشام توی دبویز بودی پسر :">
واقعا حس مادری دارم بهت و گاهی یادم میره ۶ سال ازم بزرگتری :)
لعنتی اونقدر کیوت بازی در میاری که میگم این جوجه اردک زشت فقط ۵ سالشه T~T💕💕💕

۱ ۲ ۳ . . . ۳۳ ۳۴ ۳۵
Designed By Erfan Powered by Bayan